تبليغاتX
فرشته کوچولو
رسم های مربوط به سال نو در کشورهای مختلف با آداب و رسوم خاصی مربوط است  که بعضی ار آنها جالب است 12_xmas.gif
در اسپانیا و مکزیک :
انتظار تحویل سال نو با دوازده حبه انگور همراه است ،هر کس با ۱۲ حبه انگور منتظر اعلام ساعت ۱۲ شب ۳۱ دسامبر می شود ، راس ساعت ۱۲ با نواختن هر ضربه ساعت هرکس یک حبه انگور در دهان می گذاردوبا پایان یافتن انگورها جشن سال نو آغاز می شود
در ایالت جنوبی امریکا :
لوبیای چشم بلبلی به همراه جوانه شلغم پخته وعنوان تبریک سال نوخورده می شود، مردم معتقدنداین غذا برایشان شانس به همراه خواهد آورد.هر دانه لوبیا معادل یک دلار و هر وعده جوانه شلغم معادل ۱۰۰۰ دلار برایشان خواهد آورد ، پس تا می توانند لوبیا و شلغم می خورند .
در چین :
زمان تحویل سال نوری چینی روزدوازدهم فوریه است وجشن های سال نوحدود۱۵ روز طول می کشد،چینی ها کاغذهای رنگی را با شکل های متفاوت می برندوبردرو پنجره خانه هایشان اویزان می کنند، این کاغذها در گذشته فقط رنگ قرمز بودودلیل استفاده ازآنها این بود که مردم معتقد بودند این بریده های های کاغذ شیطان وارواح شیطانی را ترسانده و در سال نوازخانه هایشان دورنگه می دارد
درشهر های ساحلی برزیل :
مردم در شب سال نو لباس سفید می پوشند و به ساحل می روند علاوه بر اتش بازی در کنار ساحل رسم است مردم گل در دریا می ریزند و آرزو می کنند ، برزیلی ها معتقد ند دریا می تواند آرزوهایشان را برآورد
در کلمبیا :
بسیاری ازخانواده ها پیش از رسیدن سال نو ، عروسک بزرگی درست می کنندکه نماد سال کهنه است و با تحویل سال این عروسک راآتش می زنند ،وسایل کهنه وبه درد نخور خانه و اشیایی که در سال گذشته بد یمن بوده اند نیز درون این عروسک بزرگ قرار داده می شود تا سوزانده شود  .
در کره :
همه مردم زمان حلول سال نو پای تلویزیون هایشان هستند تا نواختن ۳۳ ضربه ناقوس کلیسا را تماشا کنند . ۳۳ ضربه به یاد ۳۳ جنگجو ی دلیری است که برای آزادی کره جنکیدند و جان خود را از دست دادند ،روز سال نو همه کنار دریا می روند تا غروب خورشید را تماشا کنند و آنچه را می خواهند در سال نو اتفاق بیفتذ آرزوکنند .
در تایوان :
رسم عجیب و غریبی وجود دارد ، قبل از جشن های سال نو رئیس بعضی ادارات و شرکت ها جشنی ترتیب داده و تمام کارمندان را به شام دعوت می کند و البته هدیه ای برای هر کس در نظر گرفته می شود ، اما عجیب این است که روی یک میزگردان یک مرغ سرخ شده قرار داده می شودو سپس میز توسط رئیس چرخانده می شود ، رمانی که میز متوقف شود کسی که سر مرغ روبروی او قرار داشته باشد سال بعد از شرکت اخراج خواهدشد .
در تایلند :
سال نو روز ۱۳ آپرریل جشن گرفته می شود ، آنچه در این روز به وفور دیده می شوداین است که مردم روی یکدیگر آب می پاشند و معتقد ند آب در سال نو برکت و سلامت به همراه خواهدآورد
مردم ونزوئلا :
روز سال نو لباس زرد می پوشند و معتقدند این رنگ برایشان شانس خواهدآورد .
در ژاپن :
به هنگام تحویل سال نو همه کیک برنج می خورند .

http://hoteldari.net/blog/?cat=23

+ نوشته شده توسط نرگس در شنبه 1388/02/26 و ساعت 15:9 |

یه بار قبلا متن یه آهنگ انگلیسی رو گذاشتم توی وبلاگ که چند نفر از دوستان ازش خوششون اومد و ازم خواستن که بگم خواننده اش کیه و یا لینک دانلودش رو بزارم. من اون موقع فقط اسم خواننده اش رو می دونستم سلنا است و از طرف "اون" باهاش آشنا شدم و تونستم بالاخره این آهنگ رو پیدا کنم. البته خودم هم نتونستم کاملش رو گوش بدم چون هرچی گشتم دانلود کاملش رو پیدا نکردم اما متن شعرش رو پیدا کردم و خوشم اومد. امروز خیلی اتفاقی تونستم فیلم زندگی سلنا رو ببینم. یکی از دوستام بهم داد.

فیلم بسیار قشنگیه. با بازی جنیفر لوپز و البته چون زندگی واقعیه به دل میشینه. سلنا در اوج شهرت و در سن 23 سالگی در اثر سوء قصد (به خاطر مسائل مالی) کشته می شود. طبق این فیلم سلنا یه دو رگه مکزیکی- آمریکایی بود که تونست در طول مدت کوتاهی، بسیار مشهور بشه و تا این حد پیشرفت کنه. از زمان بچگی همراه با خانواده اش تمرین می کردن. اولین بار پدرش به استعدادش توجه می کنه و یه گروه خانوادگی راه میندازن همراه با برادر و خواهرش. و بارها اجرا می کنن و با سختی بسیار موفق میشه پیشرفت کنه.

من دوباره متن این آهنگش رو میزارم توی وبلاگ:

Dreaming of You

Late at night when all the world is sleeping

شب، زمانی که همه مردم در خواب هستند من بیدارم می‌مانم و به تو فکر می کنم

I stay up and think of you and I wish on a star

و با عبور یک ستاره (دنباله‌دار) آرزو می‌کنم

That somewhere you are thinking of me too

که تو هم جایی در حال فکر کردن به من باشی

'Cause I'm dreaming of you tonight

چون امشب تو در رؤیای من هستی
'Til tomorrow I'll be holding you tight

تا صبح تو را تنگ در آغوش می فشارم

And there's nowhere in the world I'd rather be

و بودن در هیچ جایی از دنیا را

Than here in my room dreaming about you and me


با بودن در اتاقم و رؤیا پردازی در مورد خودم و تو عوض نمی کنم

Wonder if you ever see me and I wonder if you

تعجب می‌کنم اگر اصلاً من را ببینی و اگر
Know I'm there (Am I there)

بدانی که من در کنارت هستم

If you looked in my eyes would you see what's inside

اگر در چشمانم نگاه می‌کردی آیا اصلا این را می دیدی؟
Would you even care
اصلاً برایت مهم بود؟
I just wanna hold you close but so far

من فقط می‌خواهم که تو کنارم باشی ولی
All I have are dreams of you

تا حالا چیزی جز رؤیاهای تو ندارم

So I wait for the day and the courage to say

پس منتظر روزی می‌مانم که جرأت کنم و به تو بگویم که

How much I love you

چقدر دوستت دارم
Yes I do

بله من این کارو انجام میدم
i'll be dreaming of you tonight

امشب تو در رؤیای من خواهی بود
'Til tomorrow I'll be holding you tight

تا فردا تو را تنگ در آغوش خواهم فشرد
And there's nowhere in the world I'd rather be

و بودن در هیچ جایی از دنیا را  .
Than here in my room dreaming about you and me
با بودن در اتاقم و رؤیاپردازی در مورد خودم و تو عوض نمی کنم

(BRIDGE)
Ahh-Ahh
I can't stop dreaming of you

نمی‌توانم در مورد تو رؤیاپردازی نکنم. (به تو فکر نکنم


I can't stop dreaming

من نمی توانم رویا پردازی نکنم
I can't stop dreaming of you
Late at night when all the world is sleeping

نیمه شب، زمانی که همه مردم در خواب هستند
I stay up and think of you

من بیدارم می‌مانم و به تو فکرمی کنم
And I still can't believe that

و هنوز نمی‌توانم باور کنم که

You came up to me and said

 تو به سمت من آمدی و به من گفتی که
I love you

"دوستت دارم"
I love you too

من هم دوستت دارم

Now I'm dreamin' with you tonight

حالا امشب کنار تو رؤیاپردازی می کنم
'Til tomorrow and for all of my life

تا فردا و تا پایان زندگیم
And there's nowhere in the world I'd rather be

و بودن در هیچ جای دنیا را
Than here in my room dreaming with you endlessly

با بودن اینجا و رؤیاپردازی همیشگی با تو عوض نمی کنم

 

 

+ نوشته شده توسط نرگس در سه شنبه 1388/01/18 و ساعت 13:28 |
تا حالا کسی براتون موهاتونو شونه کرده؟

بیشتر دخترایی رو که دیدم خیلی احساس آرامش می کنن وقتی کسی براشون موهاشونو آروم آروم شونه می کنه

انگار یه هاله نرم و ظریفی در تمام بدنت جریان پیدا می کنه و تو رو در بر میگیره

یه حس لطیف و آرامش بخش

و آدم دلش می خواد بخوابه و توی یه رؤیای قشنگ فرو بره

وقتی میرم مسجد تقریبا یه همچین حسی دارم(البته نه همیشه)

انگار اون حس آرام بخش و اون نسیم لطیف توی سرت می چرخه و تو رو وادار می کنه آروم باشی و ساکت

و دلت می خواد بگیری بخوابی

و من عاشق این حسم

وقتی که چشمام دلشون می خواد بسته بشن و آروم بگیرن

 

**دوسِت دارم عزیزم

من هیچ وقت نخواستم اذیتت کنم

نمی دونم عاقبت این صبوری چی میشه!!!

 

+ نوشته شده توسط نرگس در پنجشنبه 1388/01/06 و ساعت 21:8 |

*خیلی خنده داره که گاهی یه شادی یا یه شوخی حتی در جمع خانواده ات با مخالفت رو به رو بشه

تو این روزا که سعی می کنی در عین همه مشکلات بخندی

سعی می کنی شکرگزار خدا باشی

سعی می کنی بگی "بی خیال هرچی که ندارم"

بگی می خندم چون سلامتی دارم

سلامتی خودم و کسانی که دوستشون دارم

اما هرچی سعی می کنی نه تنها درکت نمی کنن، نه تنها خودشون آدمای شادی نیستن، نه تنها... ، حتی با کمی شوخی  تو در مورد مسائل کوچک هم برخورد می کنن، انگار که زشت ترین کار دنیا رو انجام دادی!!!

می خوای بگی هیچی مهم نیست

اما نمی تونی بخندی

گاهی که نگاه می کنی می بینی حدود دو ماهه به جز لبخند حتی یه بار هم خنده، نه اونطوری زیاد و بلند بلند، از ته دل نداشتی!

یه خنده که حداقل توی بدنت هورمون شادی ترشح بشه و خود به خود کمک کنه آروم بگیری!

**از نظر علمی خوندم که حتی اگه شاد نیستین سعی کنین حالت چهره تون شاد و خندان باشه، اینطوری خود به خود با حرکت اعضای صورت، هورمون شادی ترشح میشه و باعث میشه شما احساس خوبی داشته باشید!

پس بخندید! حتی الکی! حتی با یه بهانه کوچیک!

 

***دلم نمی خواد زندگیم اینجوری بگذره

دلم هوس کرده برم یه کنسرت (تا حالا نرفتم) و تا میتونم اونجا شادی کنم و جیغ بکشم!

 

*!!!؟ نمی دونم چرا خیلیا نمی تونن ببینن یه نفر هم خدا رو قبول داشته باشه، هم سعی کنه شاد و درست زندگی کنه!! یا نمی دونم چرا بعضیا، بعضی رفتارهای غلط و تعصبی و ... افرادی که بخشی از قوانین دین رو رعایت می کنن به حساب دین می زارن و میگن که از دین متنفرن!! یعنی هرکس که ظاهرش پوشیده باشه (حالا نمیگم چادر) حتما دین کامل رو داره و اگه اشتباهی کرد لابد دین بده!! یا نه اگه کسی ظاهرش خیلی پوشیده نیست اما رفتارش خوبه دیندار نیست!!

یعنی هیچ فرد خارجی نمیتونه کسی باشه که خدا ازش راضیه؟!

چرا باید خوش اخلاقی و رعایت حق دیگران و خوب کار کردن و احترام گذاشتن که شاید توی دین خیلی مهمتر از حجابه فراموش بشه!!

"کاش حداقل خودم می تونستم کمی از اینهایی رو که می نویسم رعایت کنم!!"

 

+ نوشته شده توسط نرگس در دوشنبه 1388/01/03 و ساعت 11:58 |


 

Each branch tipped
with a folded cone, gasping
like fish in air:

Spring is late, limping.

Now a goldfinch flits
by the feeder — a daffodil
with wings.

شاخه‌های دراز
با کمرهای خمیده، نفس‌نفس‌زنان
درست مثل ماهی در هوا
شاخه‌ها از تحمل برف و سرمای زمستان خمیده شده‌اند و در انتظار تنفس هوای بهاری بی‌قرارند
!و بهار! لنگ‌لنگان! دیر کرده است
در اتاوا، بهار همیشه دیر میاد!
حالا، سهره‌ای می‌پرد
تا کنار ظرف دانه‌ها – نرگسی زرد
!با بال
مردم با ریختن دانه برای سهره‌های مهاجر به اونها خوش‌آمد و سهره‌ها به نوبه‌ی خود، آدم رو به یاد نرگس زرد میندازن که خودش نماد دیگری از بهار اینجاست - والبته بهار تنبل هنوز نیومده
+ نوشته شده توسط نرگس در جمعه 1387/12/30 و ساعت 11:5 |
چقدر خوشحالم که باز می نویسم

دلم تنگ شده بود واسه نوشتن

*چقدر اتفاق افتاده این مدت

-یه دیدار عالی و یه دسته گل نرگس که برای اولین بار اونم از کسی که دلم می خواست هدیه گرفتم

-یه عمل جراحی و مشکلات بعدش و افسردگی و تنهایی...

-بهبودی و بازگشت و بعدش دو ماه سعی در جلوگیری از بیکاری و به هر دری زدن برای پیدا کردن کار، ثبت نام در کاریابی های مختلف و هنوز بی نتیجه ماندن...

-یه سفر به اصفهان و بعد هم رفتن به تهران و عمل چشم بابا...

-باز هم بعد از دوماه یه دیدار خیلی خوب و انرژی بخش و البته بعد از یه عالمه دلتنگی...

**یکی از پسرای همکلاسی دانشگاهمون با همون دختری که بارها توی دانشگاه گرفتنشون داره نامزد می کنه و این یعنی امید، یعنی زندگی، یعنی...

 من هنوز امیدوار هستم و به دنبال کار   کلی هم رزومه فرستادم   امیدوارم به جایی برسم

***وقتی میگه  که از دین متنفرم می ترسم!!! البته می دونم منظورش چیه! می دونم چرا میگه! میدونم کیا رو دیده که میگه! منم از دین اونهایی که می گه متنفرم!! خیلی بیشتر از خودش... اما نه از دین واقعی که رعایت کردنش حتی برای من هم سخته... من اعتقاداتی دارم اما نه مثل خیلی از کله گنده ها، نه مثل افراد متعصب و الکی سخت گیر...

شاید کشورهای دیگه خیلی مسلمون تر از ما باشن. که حداقل هر کسی کاری رو که بهش محول شده به بهترین نحو انجام میده و به خاطرش حقوق مناسب میگیره و منتش رو سر مراجعه کننده و مشتری نمیزاره. و بی ادبی و تندی و تنبلی و توهین نمی کنه و قوانین و مراحل انجام هرکاری مشخصه.  که حداقل وقتی یه چیزی رو پست می کنن دیرتر از خود فرد به مقصد نمیرسه. که حداقل این همه بروکراسی مسخره نداره. که حداقل...

هرچی بگم تمومی نداره...

بهتره این همه حرص نخورم...

****خدایا کمکمون کن که بتونیم  به خودمون و اطرافیانمون در حد توانمون کمک کنیم

خدایا به لطف خودت یه رفتار اشتباه تا حد زیادی رفع شد. فقط به لطف خودت. خیلی دوست دارم خدا

 

+ نوشته شده توسط نرگس در یکشنبه 1387/12/25 و ساعت 10:14 |